به ياد آوردن گذشته و غم خوردن بخاطر مصيبت هاي آن، حماقت و ديوانگي ست. و اراده زندگي را نابود مي كند.

چرا گذشته؟
آيا مي خواهي خورشيد غروب كرده را دوباره طلوع دهي؟
آب رفته از جوي را باز گرداني؟
نوزادي را كه متولد شده، به شكم مادر بازگرداني؟
شيري را كه از پستان چكيده، به درون پستان بازگرداني؟
اشكي را كه بر گونه ها سرازير گشته، به چشم بازگرداني؟

از قديم گفته اند:
با گريه، مرده از گور بيرون نخواهد آمد.
به خر گفتند: چرا نشخوار نمي كني؟ گفت: دروغ گفتن را دوست ندارم.

به پشت سر نگاه نكن.
+ چون باد به سمت جلو مي وزد
+ چون آب رو به جلو جريان دارد
+ چون قافله به جلو حركت ميكند

پس تو هم با قانون حيات، مخالفت نكن